خطبه حضرت زهرا سلام الله علیهاپاسخ ابوبكر به دختر پیغمبر

«اطلع الشیطان راسه من مغرزه صارخا لكم فوجدكم لدعائه مستجیبین‏» (1) «از خطبه دختر پیغمبر»

در عصر پیغمبر (ص) و صدر اسلام، مسجد تنها مركز دادخواهى بود. هر كس از صاحب قدرتى شكایتى داشت، هر كس حقى را از دست داده بود، هر كس از حاكم یا زمامدار، رفتارى دور از سنت پیغمبر مى‏دید، شكوه خود را بر مسلمانان عرضه مى‏كرد، و آنان مكلف بودند تا آنجا كه مى‏توانند او را یارى كنند و حق او را بستانند. از دختر پیغمبر حقى را گرفته و با گرفتن این حق سنتى را شكسته بودند. او مى‏دید نزدیك است ‏حكومت در اسلام، رنگ نژاد و قبیله را به خود بگیرد (كارى كه سى سال بعد صورت گرفت). مهاجران كه از تیره قریش‏اند انصار را از صحنه سیاست ‏بیرون راندند. انصار كه خود یاوران پیغمبر بودند، پس از وى خواهان زمامدارى گشتند. قریش در دوره پیش از اسلام خود را عنصرى ممتاز مى‏دانست و امتیازاتى براى خویش پدید آورد. با آمدن اسلام آن امتیازها از میان رفت. اكنون این مردم بار دیگر گردن افراشته‏اند و ریاست مسلمانان را حق خود مى‏دانند، آنهم نه بر اساس امتیازات معنوى چون علم، تقوى و عدالت ‏بلكه تنها بدین جهت كه از قریش‏اند. دختر پیغمبر (ع) نمى‏توانست ‏برابر این اجتهادها یا بهتر بگوئیم نوآورى‏ها، آرام و یا خاموش بنشیند. باید مسلمانان را از این سنت‏شكنى‏ها برحذر دارد، اگر پذیرفتند چه بهتر و اگر نه نزد خدا معذور خواهد بود.

این بود كه خود را براى طرح شكایت در مجمع عمومى آماده ساخت. در حالیكه جمعى از زنان خویشاوندش گرد وى را گرفته بودند، روانه مسجد شد. نوشته‏اند: چون به مسجد مى‏رفت راه رفتن او به راه رفتن پدرش پیغمبر مى‏ماند. ابوبكر با گروهى از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بود. میان فاطمه (ع) و حاضران چادرى آویختند. دختر پیغمبر نخست ناله‏اى كرد كه مجلس را لرزاند و حاضران به گریه افتادند، سپس لختى خاموش ماند تا مردم آرام گرفتند و خروش‏ها خوابید آنگاه سخنان خود را آغاز كرد (2).

این سخنرانى، تاریخى، شیوا، بلیغ، گله‏آمیز، ترساننده و آتشین است. قدیمترین سند كه نویسنده این كتاب در دست دارد، و این خطبه در آن ضبط شده كتاب «بلاغات النساء» گرد آورده ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى متولد 204 و متوفاى 280 هجرى قمرى است.

كتاب او چنانكه از نامش پیداست مجموعه‏اى از خطبه‏ها، گفته‏ها و شعرهاى زنان عرب در عهد اسلامى است. كتاب با خطبه‏اى نكوهش آمیز از عایشه دختر ابى بكر آغاز مى‏شود، و دومین خطبه از آن گفتار زهرا (ع) است.

احمد بن ابى طاهر این خطبه را به دو صورت و با دو روایت ضبط كرده است، اما در سندهاى متاخر از او هر دو فقره در هم آمیخته است و خطبه به یك صورت كه شامل هر دو قسمت است دیده مى‏شود. نویسنده در رعایت كلمات او نوشته احمد بن ابى طاهر و در رعایت ترتیب متن، از كشف الغمه نوشته على بن عیسى اربلى متوفاى 693 هجرى قمرى پیروى كرده است.

درباره سند و متن این خطبه از دیر باز (سالها پیش از احمد بن ابى طاهر) گفتگوها رفته است. احمد بن ابى طاهر گوید:

به ابوالحسن زید بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب گفتم: مردم گمان دارند این خطبه با چنین بلاغت از آن فاطمه نیست و بر ساخته ابو العیناء است.

وى در پاسخ گفت:

من پیرمردان آل ابو طالب را دیدم كه این خطبه را از پدران خود روایت مى‏كردند، و به فرزندان خویش تعلیم مى‏دادند.

پدر من از جدم این خطبه را از دختر پیغمبر روایت كرده است. بزرگان شیعه پیش از آنكه جد ابو العیناء متولد شود، آنرا روایت مى‏كردند و به یكدیگر درس مى‏دادند. سپس گفت:

چگونه آنان خطبه فاطمه را انكار مى‏كنند و خطبه عایشه را به هنگام مرگ پدرش مى‏پذیرند. (3)

ابن ابى الحدید نیز این گفتگو را به همین صورت از سید مرتضى و او از مرزبانى و او به اسناد خود از عبید الله پسر احمد بن ابى طاهر آورده است (4).

چنانكه دیدیم به نقل مؤلف بلاغات النساء (در هر سه نسخه كتاب كه در دست نویسنده است)(5)این گفتگو بین او و ابوالحسن زید بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب رخ داده.

لیكن پذیرفتن این روایت‏ با این سند، دشوار مى‏نماید، بلكه غیر قابل قبول است. زید بن على بن الحسین به سال یكصد و بیست و دو شهید شده و احمد بن ابى طاهر چنانكه نوشتم به سال 204 هجرى قمرى بدنیا آمده پس نمى‏توان گفت او چنین پرسشى را از زید بن على بن حسین (ع) كرده است.

مسلما نویسندگان حدیث را در ضبط سند سهوى دست داده است. تا آنجا كه تتبع كرده‏ام تنها عالم رجالى معاصر آقاى شیخ محمد تقى شوشترى این اشتباه را دریافته و نوشته است این گفتگو بین احمد بن ابى طاهر و زید بن على بن الحسین بن زید است (6)و مؤید این نظر این است كه مؤلف بلاغات النساء در جاى دیگر كتاب خود حدیثى از زید بن على بن حسین بن زید العلوى آورده و این هر دو زید یكى است (7).

و شگفت است كه چنین اشتباه در دو چاپ بلاغات النساء باقى مانده و شگفت‏تر اینكه در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید نیز راه یافته است.

به هر حال این خطبه گذشته از این سند قدیمى در كتاب‏هاى معتبر علماى شیعه و سنت و جماعت ضبط است.

گمان دارم بعض نویسندگان سیرت و محدثان سنت و جماعت (اگر خداى نخواسته دستخوش هواى نفس نشده‏اند) از آن جهت چنین خطبه‏اى را بر ساخته دانسته‏اند، كه فراوان از آرایش‏هاى لفظى و معنوى و مخصوصا صنعت سجع برخوردار است. اینان مى‏پندارند هر گاه سخنرانى در جمع مردم خطبه بخواند، گفتار او نثر مرسل خواهد بود. بخصوص كه گوینده در مقام طرح شكایت و دادخواهى باشد.

اگر موجب توهّم همین است و خرده‏گیرى اینان نه از راه حسد و كین است، باید گفت ‏حقیقت نه چنین است. در خطبه دختر پیغمبر تشبیه، استعاره و كنایه به كار رفته است. نظیر چنین صنعت‏هاى لفظى و معنوى را در گفتارهاى كوتاه صحابه و مردم حجاز در صدر اسلام، فراوان مى‏بینیم، چه رسد به خانواده پیغمبر. از صنعت‏هاى لفظى، موازنه، ترصیع، تضاد و بیشتر از همه سجع در این سخنرانى موجود است.

هنر سجع گوئى در خاندان پیغمبر امرى طبیعى بوده است. ما مى‏دانیم پیش از اسلام سخن به سجع گفتن در مكه رواج داشت. نخستین دسته از آیات مكى قرآن كریم فراوان از این صنعت‏ برخودار است.

دختر پیغمبر و شوى او على بن ابى طالب و فرزندان او به حكم وراثت، و نیز تحت تاثیر آیه‏هاى قرآن به سجع گوئى خو گرفته بودند.

در خطبه‏هاى على علیه السلام كمتر عبارتى را مى‏بینیم كه مسجع نباشد. فرزندان او نیز چنین بوده‏اند. هنگامى كه زینب (ع) در مجلس پسر زیاد به زشت‏گوئى او پاسخ مى‏داد گفت:

-«مهتر ما را كشتى! از خویشانم كسى نهشتى! نهال ما را شكستى! ریشه ما را از هم گسستى! اگر درمان تو این است آرى چنین است‏»! . (8)

ابن زیاد گفت ‏«سخن به سجع مى‏گوید؛ پدرش نیز سخن‏هاى مسجع مى‏گفت.» گذشته از خاندان هاشم بیشتر مردان و زنان تیره عبد مناف نیز از این هنر برخوردار بودند. روزى كه معاویه مى‏خواست فرزندش یزید را نامزد خلافت كند از عبد الله پسر زبیر پرسید چه میگوئى؟ پاسخ داد:

-فاش میگویم نه در نهان. آنرا كه راست گوید برادرت بدان. پیش از آنكه پشیمان شوى بیندیش! و نیك بنگر آنگاه قدم نه فرا پیش! چه پیش از قدم نهادن نگریستن باید، و پیش از پشیمان شدن اندیشیدن شاید. معاویه خندید و گفت روباه مكارى در پیرى سجع گفتن آموخته‏اى نیازى بدین سجع دراز نیست. (9)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مطالب ارزشمنده حضرت زهرا (س)

. كسى‌ كه‌ عبادتهاى‌ خالصانه‌ خود را به‌ سوى‌ خدا فرستد ، پروردگار بزرگ‌ بهترین‌ مصلحت‌ او را به‌ سویش‌ فرو خواهد فرستاد .

(بحار الانوار ، ج‌ 70 ، ص‌ 249)

3. پاداش‌ خوشرویى‌ در برابر مؤمن‌ بهشت‌ است‌ ، و خوشرویى‌ با دشمن‌ ستیزه‌ جو ، انسان‌ را از عذاب‌ آتش‌ باز مى‌دارد .

(بحار الانوار ، ج‌ 75 ، ص‌ 401)

4. حضرت‌ فاطمه‌ سلام‌ الله‌ علیها به‌ پدر گرامى‌شان‌ عرض‌ كردند : اى‌ رسول‌ خدا زنان‌ قریش‌ به‌ منزل‌ من‌ وارد شدند و گفتند : پیامبر تو را همسر كسى‌ قرار داد كه‌ سرمایه‌اى‌ ندارد . رسول‌ اكرم‌ صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ در جواب‌ فرمودند : قسم‌ به‌ خدا دخترم‌ ، در خیرخواهى‌ تو كوتاهى‌ نكرده‌ام‌ كه‌ تو را به‌ اولین‌ مسلمان‌ و عالمترین‌ و بردبارترین‌ اشخاص‌ تزویج‌ نموده‌ام‌ .

دخترم‌ ، همانا خداى‌ عزوجل‌ نگاهى‌ به‌ زمین‌ افكند و از اهل‌ آن‌ دو نفر را برگزید ، كه‌ یكى‌ از آن‌ دو را پدرت‌ و دیگرى‌ را شوهرت‌ قرار داد .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 133)

5. ما اهل‌ بیت‌ رسول‌ خدا ، وسیله‌ ارتباط خدا با مخلوقات‌ و برگزیدگان‌ خداییم‌ ، ما جایگاه‌ پاك‌ خدا و دلیلهاى‌ روشن‌ او و وارثان‌ پیامبران‌ الهى‌ مى‌باشیم‌ . (شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)

6. خداوند اطاعت‌ و پیروى‌ از ما اهل‌ بیت‌ علیهم السلام را سبب‌ برقرارى‌ نظم‌ اجتماعى‌ در امت‌ اسلامى‌ ، و امامت‌ و رهبرى‌ ما را عامل‌ وحدت‌ و در امان‌ ماندن‌ از تفرقه‌ها قرار داده‌ است‌ .

(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ : انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

7.پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و على‌ علیه السلام دو پدر امت‌ اسلام‌ مى‌باشند ، كه‌ اگر مردم‌ از آنان‌ پیروى‌ كنند ، كجى‌ها و انحرافاتشان‌ را اصلاح‌ نموده‌ و آنها را از عذاب‌ جاویدان‌ نجات‌ مى‌دهند ، و اگر همراه‌ و یاورشان‌ باشند نعمتهاى‌ همیشگى‌ خداوندى‌ را ارزانیشان‌ مى‌دارند .

(بحار الانوار ، ج‌ 23 ، ص‌ 259)

8. از حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) روایت‌ شده‌ كه‌ رسول‌ خدا فرمودند : امام‌ همچون‌ كعبه‌ است‌ كه‌ باید به‌ سویش‌ روند ، نه‌ آنكه‌ ( منتظر باشند تا ) او به‌ سوى‌ آنها بیاید . (بحار الانوار ، ج‌ 36 ، ص‌ 353)

9. همانا خوشبت‌ حقیقى‌ كسى‌ است‌ كه‌ على‌ ( علیه‌ السلام‌ ) را دوست‌ بدارد . (مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)

10. كسى‌ كه‌ پس‌ از خوردن‌ غذا ، با دستى‌ آلوده‌ و چرب‌ بخوابد ، هیچ‌ كس‌ جز خودش‌ را سرزنش‌ ننماید . (كنز العمال‌ ، ج‌ 15 ، ص‌ 242 ، ح‌ 40759)



11. اما حقانیت‌ من‌ در مالكیت‌ فدك‌ ، همانا خداوند بزرگ‌ آیه‌ " آت‌ ذاالقربى‌

حقه‌ " را وقتى‌ در قرآن‌ كریم‌ بر رسول‌ خدا نازل‌ فرمود ، من‌ و فرزندانم‌ نزدیكترین‌ مردم‌ به‌ پیامبر ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) بودیم‌ ، پس‌ رسول‌ خدا فدك‌ را به‌ من‌ و فرزندانم‌ هدیه‌ فرمود . (مستدرك‌ الوسایل‌ ، ج‌ 7 ، ص‌ 291)



12. براى‌ مؤمن‌ ، خرما هدیه‌ خوبى‌ است‌ .

(كنز العمال‌ ، ج‌ 12 ، ص‌ 339 ، ح‌ 35305)



13. حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) فرمود : وقتى‌ آیه‌ 63 سوره‌ نور نازل‌ شد كه‌ : " اى‌ مسلمانان‌ ، رسول‌ خدا را آن‌ گونه‌ كه‌ همدیگر را مى‌خوانید ، صدا نكنید ترسیدم‌ كه‌ رسول‌ خدا را با لفظ " اى‌ پدر " بخوانم‌ ، من‌ هم‌ مانند دیگران‌ پدر را با نام‌ " یا رسول‌ الله‌ " صدا زدم‌ . دو سه‌ بار كه‌ پدر را با این‌ نام‌ خواندم‌ ، رو به‌ من‌ كرده‌ فرمودند : اى‌ فاطمه‌ ! این‌ آیه‌ درباره‌ تو و خانواده‌ تو و نسل‌ تو نازل‌ نشده‌ است‌ ، فاطمه‌ جان‌ ، تو از منى‌ و من‌ از تو ، همانا این‌ آیه‌ براى‌ ادب‌ كردن‌ آدم‌هاى‌ خشن‌ و درشت‌ خوهاى‌ قریش‌ ، انسان‌هاى‌ خودخواه‌ و متكبر ، نازل‌ شده‌ است‌ . دخترم‌ تو با جمله‌ " پدر جان‌ " خطاب‌ كن‌ كه‌ مایه‌ حیات‌ قلب‌ من‌ است‌ و خداوند را خوشنود مى‌كند .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 33)

14. مردى‌ نابینا از حضرت‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) اذن‌ خواست‌ كه‌ داخل‌ خانه‌ شود . فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) خود را از او مستور كرد . پیغمبر خدا ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) به‌ فاطمه‌ فرمود : به‌ چه‌ سبب‌ خود را مستور كردى‌ و حال‌ این‌ كه‌ این‌ مرد نابینا تو را نمى‌بیند . حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) پاسخ‌ داد ، " اگر او مرا نمى‌بیند ، من‌ او را مى‌نگرم‌ ، و اگر چه‌ او نمى‌بیند اما بوى‌ زن‌ را استشمام‌ مى‌كند " . رسول‌ خدا پس‌ از شنیدن‌ سخنان‌ دخترش‌ فرمود : " شهادت‌ مى‌دهم‌ كه‌ تو پاره‌ تن‌ منى‌ " .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 91)



15.خداى‌ تعالى‌ ایمان‌ را براى‌ پاكیزگى‌ از شرك‌ قرار داد ، و نماز را براى‌ دورى‌ از تكبر و خودخواهى‌ . (احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ : انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258) 16. خداى‌ تعالى‌ زكات‌ را مایه‌ پاكى‌ جان‌ و فزونى‌ روزى‌ ، و روزه‌ را براى‌

پابرجایى‌ اخلاص‌ قرار داد . (احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)



17. خداى‌ تعالى‌ حج‌ را موجب‌ استحكام‌ دیانت‌ ، و عدالت‌ را مایه‌ وحدت‌ و هماهنگى‌ دلها قرار داد . (احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)



18. خداوند جهاد را موجب‌ عزت‌ و هیبت‌ اسلام‌ ، و صبر را وسیله‌ استحقاق‌ و شایستگى‌ پاداش‌ حق‌ تعالى‌ قرار داد .

(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

19. خداوند امر به‌ معروف‌ را جهت‌ اصلاح‌ جامعه‌ واجب‌ فرمود .

(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

20. خداى‌ تعالى‌ نیكى‌ به‌ پدر و مادر را واجب‌ فرمود تا از خشم‌ او در امان‌ بمانند ، و دستگیرى‌ از خویشان‌ را موجب‌ افزایش‌ عمر و سبب‌ فزونى‌ جمعیت‌ و قدرت‌ قرار داد . (احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)

21. خداى‌ تعالى‌ قصاص‌ را وسیله‌ حفظ جانها و وفاى‌ به‌ نذر را براى‌ رسیدن‌ به‌ مغفرت‌ و آمرزش‌ قرار داد . (احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)



22. خداى‌ تعالى‌ مراعات‌ كامل‌ وزن‌ و پیمانه‌ را براى‌ جلوگیرى‌ از كم‌ فروشى‌ ، و نهى‌ از شراب‌خوارى‌ را براى‌ پرهیز از پلیدى‌ تشریع‌ نموده‌ است‌ .

(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)

23. خداى‌ تعالى‌ پرهیز از افترا و دشنام‌ را براى‌ دور شدن‌ از لعنت‌ واجب‌ فرمود و دزدى‌ را منع‌ كرد تا راه‌ عفت‌ پویند .

(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)

24. خداوند شرك‌ را حرام‌ فرمود تا به‌ اخلاص‌ طریق‌ بندگى‌ و یكتاپرستى‌ جویند ، " پس‌ چنانكه‌ باید ، ترس‌ از خدا را پیشه‌ گیرید و جز مسلمان‌ نمیرید " و آنچه‌ فرموده‌ است‌ به‌ جا آرید و خود را از آنچه‌ نهى‌ كرده‌ باز دارید كه‌ " تنها دانایان‌ از خدا مى‌ترسند . (احتجاج‌ طبرسى‌ ، ایران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259 - آل‌عمران‌ ،101)

25. حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) در جواب‌ سلمان‌ كه‌ براى‌ فقیرى‌ تقاضاى‌ كمك‌ داشت‌ فرمود : " اى‌ سلمان‌ ! سوگند به‌ خداوندى‌ كه‌ حضرت‌ محمد ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) را به‌ پیامبرى‌ برگزید ، سه‌ روز است‌ كه‌ غذا نخورده‌ایم‌ و فرزندانم‌ حسن‌ و حسین‌ ( علیهما السلام‌ ) از شدت‌ گرسنگى‌ بى‌قرارى‌ مى‌كردند و خسته‌ و مانده‌ به‌ خواب‌ رفته‌اند . اما من‌ نیكى‌ و نیكوكارى‌ را كه‌ درب‌ منزل‌ مرا كوبیده‌ است‌ ، رد نمى‌كنم‌ " .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 72)

26. پروردگارا ! بزرگا ! به‌ حق‌ پیامبرانى‌ كه‌ آنها را برگزیدى‌ و به‌ گریه‌هاى‌ حسن‌ و حسین‌ در فراق‌ من‌ ، از تو مى‌خواهم‌ گناهكاران‌ شیعیان‌ من‌ و شیعیان‌ فرزندان‌ مرا ببخشایى‌ . (ذخائر العقبى‌ ، ص‌ 53 - كوكب‌ الدرى‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 196)

27. امام‌ حسن‌ مجتبى‌ ( علیه‌ السلام‌ ) فرمود : مادرم‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) را دیدم‌ كه‌ شب‌ جمعه‌ تا صبح‌ مشغول‌ عبادت‌ و ركوع‌ و سجود بود ، و شنیدم‌ كه‌ براى‌ مؤمنین‌ دعا مى‌كرد و اسامى‌ آنان‌ را ذكر مى‌نمود و براى‌ آنان‌ بسیار دعا مى‌كرد ولى‌ براى‌ خودش‌ دعا نكرد ، پس‌ به‌ او عرض‌ كردم‌ : مادر ، چرا همان‌ طور كه‌ براى‌ دیگران‌ دعا كردى‌ براى‌ خودت‌ دعا نكردى‌ ، فرمودند : " پسرم‌ ، اول‌ همسایه‌ و سپس‌ خود و اهل‌ خانه‌ " .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 81)



28. روزى‌ حضرت‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) خطاب‌ به‌ حضرت‌ امیرالمؤمنین‌ ( علیه‌ السلام‌ ) فرمود :" على‌ جان‌ ! نزدیك‌ بیا تا اطلاع‌ دهم‌ شما را از آنچه‌ در گذشته‌ اتفاق‌ افتاد و آنچه‌ در حال‌ به‌ وقوع‌ پیوستن‌ است‌ و آنچه‌ در آینده‌ رخ‌ خواهد داد تا روز قیامت‌ هنگامه‌ برپایى‌ رستاخیز عمومى‌ " .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 8)



29. حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) در رابطه‌ با دعاى‌ روز جمعه‌ از رسول‌ گرامى‌ اسلام‌ نقل‌ فرمودند كه‌ : در روز جمعه‌ ساعتى‌ است‌ كه‌ هر خواسته‌ خیر و نیكویى‌ در آن‌ ساعت‌ به‌ اجابت‌ مى‌رسد . پرسیدم‌ : یا رسول‌ الله‌ كدام‌ ساعت‌ است‌ ؟ فرمودند : آنگاه‌ كه‌ نصف‌ خورشید در افق‌ پنهان‌ شود .

(كنز العمال‌ ، ج‌ 7 ، ص‌ 766)



30. بهترین‌ شما كسانى‌ هستند كه‌ در برخورد با مردم‌ نرم‌تر و مهربان‌ترند و با همسرانشان‌ مهربان‌ و بخشنده‌اند . (دلایل‌ الامامه‌ طبرى‌ ، ص‌ 7)



31. اگر روزه‌ ، زبان‌ و گوش‌ و چشم‌ و دست‌ و پاى‌ روزه‌دار را از ارتكاب‌ اعمال‌ ناپسند حفظ نكند ، روزه‌ را مى‌خواهد چه‌ كند ( و به‌ چه‌ دردش‌ مى‌خورد ) .

(مستدرك‌ الوسایل‌ ، ج‌ 7 ، ص‌ 366)



32. وقتى‌ امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌ ( علیها السلام‌ ) مریض‌ شدند ، به‌ حضرت‌ على‌ ( علیها السلام‌ ) گفتند : چرابراى‌ سلامتى‌ دو فرزندت‌ نذر نمى‌كنى‌ ؟ ... پس‌ حضرت‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) فرمود : " اگر فرزندانم‌ شفا یابند ، سه‌ روز براى‌ خدا جهت‌ شكرگزارى‌ روزه‌ خواهم‌ گرفت‌ " .

(بحار الانوار ، ج‌ 35 ، ص‌ 245)





33. آنچه‌ براى‌ زنان‌ نیكوست‌ این‌ است‌ كه‌ ( بدون‌ ضرورت‌ ) مردان‌ نامحرم‌ را نبینند ، و نامحرمان‌ نیز آنها را ننگرند . (بحار الانوار ، ج‌ 37 ، ص‌ 69)



34. اى‌ رسول‌ خدا ، سلمان‌ از سادگى‌ لباس‌ من‌ تعجب‌ نمود ، سوگند به‌ خدایى‌ كه‌ تو را مبعوث‌ فرمود ، مدت‌ پنج‌ سال‌ است‌ فرش‌ خانه‌ ما پوست‌ گوسفندى‌ است‌ كه‌ روزها بر روى‌ آن‌ شترمان‌ علف‌ مى‌خورد و شب‌ها بر روى‌ آن‌ مى‌خوابیم‌ ، و بالش‌ ما چرمى‌ است‌ كه‌ از لیف‌ خرما پر شده‌ است‌ .

(بحار الانوار ، ج‌ 8 ، ص‌ 303)



35. آن‌ لحظه‌اى‌ كه‌ زن‌ در خانه‌ خود مى‌ماند ، ( و به‌ امور زندگى‌ و تربیت‌ فرزند مى‌پردازد ) به‌ خدا نزدیك‌تر است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 92)



36. به‌ او گفته‌ شد : اى‌ دختر رسول‌ خدا ، دستهایت‌ زخم‌ شده‌ است‌ ، خود را به‌ زحمت‌ مینداز ، در كنار شما خدمتكار منزلتان‌ فضه‌ ایستاده‌ است‌ ، كار منزل‌ را به‌ او واگذار ! حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) پاسخ‌ داد : " رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) به‌ من‌ سفارش‌ فرمود كه‌ كارهاى‌ خانه‌ را با فضه‌ تقسیم‌ كنم‌ ، یك‌ روز او كار كند و روز دیگر من‌ ، دیروز نوبت‌ او بود و امروز نوبت‌ من‌ است‌ " . (الخرائج‌ و الجرائح‌ لقطب‌الدین‌ راوندى‌ ، ص‌ 530)

37. حضرت‌ على‌ و فاطمه‌ ( علیهما السلام‌ ) در تقسیم‌ وظ‌ایف‌ زندگى‌ زناشویى‌ از رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) راهنمایى‌ خواستند . فرمودند : كارهاى‌ داخل‌ منزل‌ را فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) و كارهاى‌ بیرون‌ منزل‌ را على‌ ( علیه‌ السلام‌ ) انجام‌ دهد . پس‌ حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) با خوشحالى‌ فرمود : " جز خدا كسى‌ نمى‌داند كه‌ از این‌ تقسیم‌ كار تا چه‌ اندازه‌ خوشحال‌ شدم‌ ، زیرا رسول‌ خدا مرا از انجام‌ كارهایى‌ كه‌

مربوط به‌ مردان‌ است‌ بازداشت‌ " . (بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 81)



38. حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) در لحظه‌هاى‌ واپسین‌ زندگى‌ ، پس‌ از وضو گرفتن‌ به‌ اسماء بنت‌ عمیس‌ فرمود : " اى‌ اسماء ! عطر مرا همان‌ عطرى‌ كه‌ همیشه‌ مى‌زنم‌، و پیراهنى‌ را كه‌ همیشه‌ در آن‌ نماز مى‌گزارم‌ بیاور و بر بالینم‌ بنشین‌ ، هرگاه‌ وقت‌ نماز شد مرا از خواب‌ بیدار كن‌ ، اگر بیدار شدم‌ كه‌ نماز مى‌گزارم‌ ، و اگر بیدار نشدم‌ كسى‌ را به‌ دنبال‌ على‌ ( علیه‌ السلام‌ ) بفرست‌ " . (كشف‌ الغمه‌ ، بیروت‌ : دار الاضواء ، ج‌ 2 ، ص‌ 122)



39. حضرت‌ فاطمه‌ ( علیه‌ السلام‌ ) به‌ زن‌ مؤمنه‌اى‌ كه‌ در یك‌ بحث‌ دینى‌ و عقیدتى‌ بر زنى‌ فاسد و از دشمنان‌ اهل‌ بیت‌ ، غلبه‌ كرده‌ و بسیار خوشحال‌ شده‌ بود ، فرمود: " همانا شادى‌ فرشتگان‌ در غلبه‌ تو بر آن‌ زن‌ معاند ، بیش‌ از شادى‌ توست‌ ، و اندوه‌ و نگرانى‌ شیطان‌ و دوستان‌ شیطان‌ در این‌ شكست‌ ، بیشتر و شدیدتر از آن‌ زن‌ شكست‌ خورده‌ است‌ " .

(بحار الانوار ، ج‌ 2 ، ص‌ 8)



40. آنگاه‌ كه‌ در روز قیامت‌ برانگیخته‌ شوم‌ ، از گناهكاران‌ امت‌ پیامبر ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) شفاعت‌ خواهم‌ كرد . (احقاق‌ الحق‌ ، ج‌ 10 ، ص‌ 367)



41. اگر به‌ آنچه‌ به‌ شما امر مى‌كنیم‌ عمل‌ مى‌كنى‌ و از آنچه‌ شما را برحذر مى‌داریم‌ دورى‌ مى‌كنى‌ ، از شیعیان‌ ما مى‌باشى‌ ، والا هرگز .

(بحار الانوار ، ج‌ 68 ، ص‌ ص‌ 155)



42. شیعیان‌ ما از بهترین‌ افراد اهل‌ بهشتند ، و همه‌ دوستان‌ ما و دوستان‌ دوستان‌ ما و دشمنان‌ دشمنان‌ ما و كسى‌ كه‌ با قلب‌ و زبان‌ تسلیم‌ ما اهل‌ بیت‌ شده‌ ، در صورتى‌ كه‌ از اوامر ما سرپیچى‌ كنند و نواهى‌ و موارد پرهیز را محترم‌ نشمرند ، از شیعیان‌ واقعى‌ ما نخواهند بود ، با این‌ حال‌ جایگاهشان‌ در بهشت‌ خواهد بود ، ولى‌ بعد از پاك‌ شدن‌ از گناهان‌ به‌ وسیله‌ بلاها و مصیبتها در دنیا ، یا تحمل‌ مشكلات‌ و شدائد روز قیامت‌ و یا قرار گرفتن‌ اندك‌ زمانى‌ در طبقات‌ بالاى‌ جهنم‌ و چشیدن‌ عذاب‌، تا اینكه‌ ما به‌ خاطر دوستى‌شان‌ با ما نجاتشان‌ داده‌ و آنان‌ را به‌ پیشگاه‌ خودمان‌ انتقال‌

خواهیم‌ داد . (بحار الانوار ، ج‌ 68 ، ص‌ 155)



43.پیامبر گرامى‌ اسلام‌ ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) حوادث‌ تلخ‌ آینده‌ را براى‌ حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) توضیح‌ داد و به‌ شهادت‌ حضرت‌ ابا عبدالله‌ الحسین‌ ( علیها السلام‌ ) اشاره‌ كرد . حضرت‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) فرمود : " اى‌ پدر ! چه‌ كسى‌ فرزندم‌ و نور چشم‌ و میوه‌ دلم‌ ، حسین‌ ( علیه‌ السلام‌ ) را شهید مى‌كند " ؟ فرمود : " بدترین‌ افراد امت‌ من‌ ".

حضرت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) پرسید : " اى‌ پدر سلام‌ مرا به‌ حضرت‌ جبرئیل‌ برسان‌ و از او بپرس‌ كه‌ در كجا حسین‌ مرا شهید مى‌كنند " ؟

رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و اله‌ ) فرمود : " در سرزمینى‌ كه‌ به‌ آن‌ كربلا

مى‌گویند ". پس‌ حضرت‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) فرمود : ! اى‌ پدر در برابر خواسته‌هاى‌ خدا تسلیم‌ و راضى‌ام‌ و به‌ خدا توكل‌ كرده‌ام‌ " .

(نهج‌ الحیاة‌ ، ص‌ 208)



44. یكى‌ از زنان‌ مدینه‌ خدمت‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) رسید و گفت‌ : مادر پیرى‌ دارم‌ كه‌ در مسایل‌ نماز سؤالاتى‌ دارد و مرا فرستاده‌ است‌ تا مسایل‌ شرعى‌ نماز را از شما بپرسم‌ . حضرت‌ زهرا فرمود : بپرس‌ . و آنگاه‌ مسایل‌ فراوانى‌ مطرح‌ كرد و پاسخ‌ شنید. در ادامه‌ پرسشها آن‌ زن‌ خجالت‌ كشید و گفت‌ : اى‌ دختر رسول‌ خدا بیش‌ از این‌ نباید شما را به‌ زحمت‌ اندازم‌ .

حضرت‌ فاطمه‌ ( علیها السلام‌ ) فرمودند : " باز هم‌ بیا و آنچه‌ سؤال‌ دارى‌ بپرس‌ ، آیا اگر كسى‌ را روزى‌ اجیر نمایند كه‌ بار سنگینى‌ را به‌ بام‌ بالا ببرد و در مقابل‌ صد هزار دینار طلا مزد بگیرد ، چنین‌ كارى‌ براى‌ او دشوار است‌ " ؟ گفت‌ : خیر . حضرت‌ ادامه‌ دادند : " من‌ هر مسأله‌اى‌ را كه‌ پاسخ‌ مى‌دهم‌ ، بیش‌ از فاصله‌ بین‌ زمین‌ و عرش‌ گوهر و لؤلؤ پاداش‌ مى‌گیرم‌ ، پس‌ سزاوارتر است‌ كه‌ بر من‌ سنگین‌ نیاید . " (بحار الانوار ، ج‌ 2 ، ص‌ 3)



45. اى‌ ابا الحسن‌ ، در همین‌ ساعت‌ به‌ خواب‌ رفتم‌ ، پس‌ محبوبم‌ رسول‌ خدا را در قصرى‌ از مروارید سفید دیدم‌ . چون‌ مرا دید ، فرمود : دخترم‌ ! به‌ نزد من‌ بشتاب‌ كه‌ سخت‌ مشتاق‌ توام‌ . بى‌صبرانه‌ پاسخ‌ دادم‌ : سوگند به‌ خدا پدر جان‌ ، اشتیاق‌ من‌ براى‌ زیارت‌ شما شدیدتر است‌ . در این‌ هنگام‌ پدرم‌ فرمود : تو امشب‌ در پیش‌ ما خواهى‌ بود . على‌ جان‌ ! رسول‌ خدا آنچه‌ وعده‌ دهد راست‌ است‌ و به‌ آنچه‌ عهد و پیمان‌ بندد وفا مى‌كند .

(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 179)



46. فرزندانم‌ دیشب‌ را گرسنه‌ به‌ روز آوردند ، فرزند كوچك‌ من‌ " حسین‌ " در میدان‌ جنگ‌ كشته‌ مى‌شود . در كربلا فرزندم‌ را با حیله‌ و تزویر شهید مى‌كنند ، واى‌ و نكبت‌ و عذاب‌ بر قاتلانش‌ باد . (بحار الانوار ، ج‌ 35 ، ص‌ 239)

47 از دنیاى‌ شما سه‌ چیز محبوب‌ من‌ است‌ : 1 - تلاوت‌ قرآن‌ 2 - نگاه‌ به‌ چهره‌ رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) 3 - انفاق‌ در راه‌ خدا

(نهج‌ الحیاة‌ ، ص‌ 271)



48. اى‌ ابا الحسن‌ ( على‌ علیه‌ السلام‌ ) ! همانا رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ ) با من‌ پیمان‌ بسته‌ و خبر داده‌ است‌ كه‌ من‌ اول‌ كسى‌ خواهم‌ بود كه‌ به‌ آن‌ حضرت‌ مى‌پیوندم‌ و گریزى‌ از آن‌ نیست‌ . پس‌ على‌ جان‌ ، در برابر اوامر و فرمان‌ و خواست‌ خداوند بزرگ‌ ، بردبار و به‌ حكم‌ او راضى‌ باش‌ .

(نهج‌ الحیاة‌ ، ص‌ 233)



49. تلاوت‌ كننده‌ سوره‌هاى‌ حدید و واقعه‌ و الرحمن‌ ، در آسمانها و زمین‌ اهل‌ بهشت‌ خوانده‌ مى‌شود . (كنز العمال‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 582)



50. در سر سفره‌ غذا ، دوازده‌ دستور العمل‌ ارزشمند وجود دارد كه‌ سزاوار است‌ هر مسلمانى‌ آنها را بشناسد . چهارتاى‌ آن‌ واجب‌ و چهارتاى‌ آن‌ مستحب‌ و چهارتاى‌ آن‌ نشانه‌ ادب‌ است‌ . چهار دستور العمل‌ واجب‌ عبارتند از 1- شناخت‌ و معرفت‌ پروردگار ( كه‌ نعمت‌ها از اوست‌ ) 2- راضى‌ به‌ نعمت‌هاى‌ خدا بودن‌ 3- گفتن‌ " بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌ " در آغاز غذا 4- شكر و سپاسگذارى‌ خدا . و چهار دستور العمل‌ مستحب‌ عبارتند از : 1- وضو گرفتن‌ قبل‌ از غذا 2- نشستن‌ به‌ جانب‌ چپ‌ 3- در حال‌ نشسته‌ غذا خوردن‌ 4- غذا خوردن‌ با سه‌ انگشت‌ . و اما چهار دستورالعملى‌ كه‌ نشانه‌ ادب‌ است‌ : 1- از آنچه‌ در پیش‌ روى‌ شماست‌ بخورید 2- لقمه‌ها را كوچك‌ بردارید 3- غذا را خوب‌ بجوید و با شدت‌ نرم‌ كنید4- كمتر در صورت‌ دیگران‌ هنگام‌ غذا خوردن‌ بنگرید . (عوالم‌ العلوم‌ للعلامة‌ البحرانی‌ ، ج‌ 11 ، ص‌ 629)



51. روزى‌ پدرم‌ رسول‌ خدا " كه‌ درود خدا بر او و خاندان‌ او باد " به‌ على‌ ( علیه‌ السلام‌ ) نگاه‌ كرد و سپس‌ با اشاره‌ به‌ او فرمود : این‌ مرد و پیروان‌ او در بهشتند . (ینابیع‌ المودة‌ ، ص‌ 257)



52. رسول‌ گرامى‌ اسلام‌ " كه‌ درود خدا بر او و خاندان‌ او باد " به‌ على‌ ( علیه‌ السلام‌ ) فرمود : اى‌ ابا السحن‌ همانا تو و پیروان‌ تو در بهشت‌ موعود خواهید بود . (نهج‌ الحیاة‌ ، ص‌ 326)



53. حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( علیها السلام‌ ) فرمود : پیامبر گرامى‌ اسلام‌ صلی الله علیه واله وسلم فرمودند : فاطمه‌ پاره‌ تن‌ من‌ است‌ ، پس‌ هر كه‌ او را بیازارد مرا آزرده‌ است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 28 ، ص‌ 303)


54. در خدمت‌ مادر باش‌ ، زیرا بهشت‌ زیر پاى‌ مادران‌ است‌ .

(نهج‌ الحیاة‌ ، ص‌ 312)


55.حسن‌ جان‌ ! مانند پدرت‌ على‌ علیه السلام باش‌ و ریسمان‌ را از گردن‌ حق‌ بردار خداى‌ احسان‌ كننده‌ را پرستش‌ كن‌ و با افراد دشمن‌ و كینه‌توز دوستى‌ مكن‌ (بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 286)



http://www.ghasbefadak.com

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اخلاق حضرت زهرا (ع)با همسر خود امیر المونین علی بن ابی الطالب (ع)

. در یكى‌ از روزها ، صبحگاهان‌ امام‌ على‌ علیه السلام فرمود : فاطمه‌ جان‌ آیا غذایى‌ دارى‌ تا از گرسنگى‌ بیرون‌ آیم‌ ؟ پاسخ‌ دادند : نه‌ ، به‌ خدایى‌ كه‌ پدرم‌ را به‌ نبوت‌ و شما را به‌ امامت‌ برگزید سوگند ، دو روز است‌ كه‌ در منزل‌ غذاى‌ كافى‌ نداریم‌ و در این‌ مدت‌ شما را بر خود و فرزندانم‌ در طعام‌ ترجیح‌ دادم‌ . امام‌ علیه السلام با تأسف‌ فرمودند : فاطمه‌ جان‌ چرا به‌ من‌ اطلاع‌ ندادى‌ تا به‌ دنبال‌ تهیه‌ غذا بروم‌ ؟ حضرت‌ زهرا علیه السلام فرمودند : اى‌ اباالحسن‌ ، من‌ از پروردگار خود حیا مى‌كنم‌ كه‌ چیزى‌ را كه‌ تو بر آن‌ توان‌ و قدرت‌ ندارى‌ ، درخواست‌ نمایم‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 59)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

احادیث ارزشمند حضرت زهرا(س)

حدیث (?) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )


--------------------------------------------------------------------------------

حدیث (?) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)


--------------------------------------------------------------------------------

حدیث (?) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه
ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی

(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)


--------------------------------------------------------------------------------

حدیث (?) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس
تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند

(کنزالعمال ، ج‌ 1 ، ص582)


--------------------------------------------------------------------------------

حدیث (?) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)


--------------------------------------------------------------------------------

حدیث (?) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا

(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)


--------------------------------------------------------------------------------

حدیث ( ?) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة
خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

(بحار الانوار، ج 43، ص 158)



--------------------------------------------------------------------------------

در آخر برای همه شما آرزوی سلامتی دارم .

التماس دعا

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

احادیث حضرت زهرا(س) حتما باید بخوانید



بِِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحیِمْ




نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبیائِهِ .

ما اهل بیت پیامبر، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.

عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَیْتُ فاطِمَةَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْها، فَقُلْتُ: أیْنَ بَعْلُكِ؟ فَقالَتْ(علیها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئیلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فیما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَةِ تَشاجَرُوا فى شَیْىء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِیّینَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَیْهِمْ أنْ تَتَخَیَّرُوا، فَاخْتارُوا عَلیِّ بْنِ أبی طالِب (علیه السلام).

عبد اللّه بن مسعود گوید: روزى بر فاطمه زهراء( علیها السلام ) وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بین عدّه اى از ملائكه الهى مشاجره اى شده است; و تقاضا كرده اند یك نفر از آدم ها بین ایشان حكم و قضاوت نماید و خداوند به ملائكه وحى فرستاد: خودتان یك نفر را انتخاب نمائید و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) را برگزیدند.

وَهُوَ الإمامُ الرَبّانى، وَالْهَیْكَلُ النُّورانى، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَةُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الإمامَةِ .

او ( حضرت علی علیه السلام ) پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده اى حقّ گو و هدایتگر است، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

أبَوا هِذِهِ الاْمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، یُقْیمانِ أَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.

حضرت محمّد (صلى الله علیه وآله) و علىّ (علیه السلام)، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

مَنْ أصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِه.

هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ أحَبَّ عَلیّاً فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (علیه السلام) در زمان حیات و پس از رحلتش خواهد بود.

إلهى وَ سَیِّدى، أسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى، وَشیعَةِ ذُرّیتَى.

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آن ها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أكْرَهُ أنْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَریعَ الاْجابَةِ.

سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد ؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم. و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوة.

به خدا سوگند، دیگر با تو ( ابوبكر ) سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.





إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَیْهِ.

هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

لا تُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبى رَسُولِ اللّهِ فى أمیر الْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَ أخَذُوا إرْثى، وَ خَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى أبى بِمُلْكِ فَدَك.

افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

إلَیْكُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبى یَوْمَ غَدیرِخُمّ لاِحَد عُذْوٌ.

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت؟

جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَكُمْ مِنَ الشّـِرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ.

خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود و زكات (و خمس) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست و حجّ را براى استحكام اساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.

اى ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش.

مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ أیّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.

هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد; و یا پس از مرگ.

ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبهُمْ.

آنچه را امام علىّ (علیه السلام) ـ نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت ـ انجام داد، وظیفه الهى او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات مى نماید.

خَیْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

أوُصیكَ یا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى.

ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نكن; و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا.

إنّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریر ظاهِر، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ .

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشییع مى كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت ـ و برانكاردى ـ كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ـ خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.



إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى أراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح .

مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء ( علیها السلام ) پنهان گشت، وقتى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم ) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم . دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.



أصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ.

بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.



إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما أمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَأنْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.

اگر آنچه را كه ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى، تو از شیعیان ما هستى وگرنه، خیر.

حُبِّبَ إلَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.

سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا; و انفاق و كمك ـ به نیازمندان ـ در راه خداوند متعال.

أُوصیكَ اَوّلاً أنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى أمامَةَ، فَإنَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن مى باشند.

الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ.

همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش، چون بهشت زیر پاى مادران است; و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.

روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.

تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى از عذاب خواهد بود.

لا یَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَر.

كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دست هایش آلوده باشد، ـ چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید ـ كسى جز خودش را سرزنش نكند.

اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنى حَتّى أدْعُو.

روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود ـ و دیگران ـ دعا كنم.

إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً وَلایُبالى.

همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت.

الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ.

هر شخصى نسبت به مركب سوارى، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در أُلویّت است، مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و مردم بخواهند با او نماز جماعت را إقامه نمایند.

یا أبَة، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، وا سَوْأتاهُ یَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.

اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ـ.

إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، أشْفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النَّبىَّ .

هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاكاران امّت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، را شفاعت مى نمایم.

فَأكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى أُنْسِ الاْحْیاءِ.

ضمن وصیّتى به امام علىّ (علیه السلام) اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

یا أبَا الحَسَن، إنّى لأسْتَحى مِنْ إلهى أنْ أكَلِّفَ نَفْسَكَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ.

خطاب به همسرش امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) كرد و اظهار نمود: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آنرا نداشته باشى.

خابَتْ أُمَّةٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجاباً لِلْعِّفَةِ.

خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى ها و جنایت ها; و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد; و دزدى نكردن، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

وَ حَرَّمَ - اللّه - الشِّرْكَ إخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ أنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أطیعُوا اللّه فیما أمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إنَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.

خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند; پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید. بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.

أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلى أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) .

به خدا سوگند، اگر حقّ ـ یعنى خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى و متابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا ـ و دین ـ اختلاف نمى كردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین (علیه السلام) مى باشد.


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

داستان جالبی از حضرت زهرا و مرد کور

حجاب از دیدگاه حضرت زهرا(س):

روزی مرد نابینایی با كسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانید، پیامبر اكرم(ص) كه در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسید: «با این كه این مرد نابیناست و تو را نمی‏بیند، چرا خود را پوشاندی»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمی‏بیند، من كه او را می‏بینم، وانگهی او بو را استشمام می‏كند». حضرت زهرا(س) فرموده اند: برترین كار برای زنان این است كه آنها مردان نامحرم را نبینند، و مردان نامحرم آنها را نبینند.

نیز روایت شده: روزی جابر بن عبدالله انصاری همراه رسول خدا(ص) به سوی خانه فاطمه(س) رهسپار شدند. وقتی كه به در خانه رسیدند، پیامبر(ص) اجازه ورود طلبید. فاطمه(س) اجازه داد، پیامبر(ص) فرمود: شخصی همراه من است، آیا اجازه هست با او وارد خانه شویم؟ فاطمه(س) عرض كرد: «ای رسول خدا «قِناع» (یعنی مقنعه و روسری) ندارم.» پیامبر(ص) فرمود: ای فاطمه! زیادی لباس بلند روپوش خود را بگیر و سرت را با آن بپوشان».

حضرت زهرا(س) در عین آن كه حجاب كامل را رعایت می‏كرد، حجاب را پرده‏نشینی و انزوای زنان نمی‏دانست، بلكه شواهد بسیاری وجود دارد كه آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگیر و مانع تلاش‏های اجتماعی و سیاسی نمی‏دانست. از این رو، در عرصه‏های مختلف اجتماعی و سیاسی شركت فعّال داشت، به عنوان نمونه:
چگونگی خطبه خواندن حضرت زهرا(س) در مسجدالنّبی
یكی از امور مهمّی كه در زندگی حضرت زهرا(س) همواره می‏درخشد، خطبه غرّای او در مسجدالنّبی پس از رحلت پیامبر(ص) در ازدحام مردم است، كه او با این خطبه غاصبان و خطاكاران را به محاكمه كشید و آنان را قاطعانه محكوم كرد، و از حریم ولایت و رهبری امیرمؤمنان علی(ع) به دفاع برخاست.



چگونگی حركت حضرت زهرا(س) از خانه‏اش (كه مجاور مسجد بود) به مسجد، در رابطه با مراعات حفظ حریم حجاب به قدری دقیق و ظریف است، كه جدّا سزاوار است همگان در این مورد با نظر دقیق بنگرند، و نكته‏ها را دریابند، و سپس خطبه غرّای او را در آن اجتماع و جوّ حاكم مورد بررسی قرار دهند.



به راستی كه منظره خطبه خواندن حضرت زهرا(س) تابلو گویا و بسیار روشن درباره حفظ حریم حجاب، و در عین حال شركت كامل در صحنه برای سخنرانی و دفاع از حریم حق است و این همان راه اعتدال است كه اسلام در همه جا به آن سفارش نموده است.

ما در این جا چگونگی حركت آن حضرت برای القای خطبه را شرح می‏دهیم، تا مسأله مهم حجاب را از مكتب زهرای اطهر(س) بیاموزیم، و هم باور كنیم كه زن می‏تواند در عین حفظ حریم حجاب، از پرده‏نشینی خارج گردد، و به عنوان نیمی از جامعه انسانی، رسالت خود را به انجام رساند.



شرح این چگونگی، نیز می‏تواند جواب دندان‏شكنی به آن افرادی باشد كه حجاب اسلامی را كمرنگ گرفته، و خطبه خواندن حضرت زهرا(س) در مسجد را به عنوان شاهد عقیده ناصحیح خود می‏آورند، غافل از آن كه شش دلیل و شاهد محكم در مقدّمه خطبه وجود دارد، كه هر كدام نشان دهنده اهمیّت حجاب از نظر حضرت زهرا(س) است. اینك شرح مطلب:


عبدالله بن حسن (نوه امام حسن مجتبی علیه السلام) از پدران خود نقل می‏كند، هنگامی كه مسأله غصب فدك رخ داد، و این خبر به حضرت زهرا(س) رسید، در این هنگام حضرت زهرا(س) تصمیم گرفت به مسجد برود و در آن جا به عنوان حمایت از حق، سخنرانی كند، چگونگی حركت حضرت زهرا(س) در متن عبارت چنین آمده:


حضرت زهرا(س) روسری خود را بر سرش پیچید و عبای خود را (كه روپوشی وسیع بود) به سر نمود، و میان گروهی از یاران و زنان خویشاوندش (به سوی مسجد) حركت كرد، آن حضرت هنگام راه رفتن (بر اثر شتاب یا بلندی لباس) به قسمت پایین لباسش پا می‏گذاشت (در نهایت پوشیدگی راه می‏رفت) شیوه راه رفتن او (در متانت و وقار) هم چون شیوه راه رفتن رسول خدا(ص) بود،

تا این كه بر ابوبكر وارد شد، ابوبكر در میان ازدحام مسلمانان قرار گرفته بود، در این هنگام میان آن حضرت و مردم، پرده‏ای نصب شد، حضرت زهرا(س) نشست، سپس ناله جانسوزی نمود كه بر اثر آن، صدای همه حاضران به گریه بلند شد، به گونه‏ای كه گویی از صدای گریه، مسجد به لرزه درآمد، سپس حضرت زهرا(س) اندكی سكوت كرد، تا مردم آرام شدند، و جوش و خروششان بر اثر گریه، فرونشست، آن گاه خطبه را شروع كرد». (احتجاج طبرسی)
تجزیه و تحلیل عبارت فوق
در این عبارت، در رابطه با حفظ حریم حجاب و عفاف در عین شركت در یك صحنه پرشور سیاسی و اجتماعی، شش نكته است كه هر كدام از جهتی بیانگر اهمیّت و عظمت مقام حجاب در سیره حضرت زهرا(س) است، كه به اختصار بدان اشاره می‏شود:
1ـ آن حضرت روسری خود را كه به طور كامل سر و گردن و سینه‏اش را می‏پوشانید، بر سر گرفت، تعبیر واژه (پیچید) حاكی است كه روسری به طور كامل و چسبان به سر و گردن گرفته شده بود، نه به طور سبك و وارفته كه با اندكی تكان دادن از سر رد شود و موی سر آشكار گردد؛
2ـ حضرت زهرا(س) علاوه بر آن روسری، لباس روی لباس‏هایش مانند عبا را بر سر و تن خود پوشانده بود
3 ـ لباسی كه بر تنش بود به قدری بلند بود كه در راه رفتن، گاهی قسمت پایین لباس زیر پای حضرت زهرا(س) قرار می‏گرفت
4ـ آن حضرت همانند رسول خدا(ص) با متانت و وقار حركت می‏كرد، یعنی هیچ گونه حركات نامناسب و دور از نزاكت در حركت او دیده نمی‏شد؛
5 ـ علاوه بر این ها در مسجد پرده‏ای به احترام او نصب كردند، و آن حضرت در پشت آن پرده خطبه خواند.
6ـ دوستان و زنان خویشانش، اطرافش را گرفته بودند.
به این ترتیب نتیجه می‏گیریم، حضرت زهرا(س) در عین آن كه در همایش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهای حریم حجاب و عفاف را رعایت نموده است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حجاب در قران

ای خانمهای بی حجاب براتون مطلب از قران گذاشتم باز هم بهونه می یارید برای بی حجابی

هدف از حجاب و پوشش حفظ حرمت، عفت و وقار زن مسلمان و نگهداری او از آزار و اذیت آزمندان بیماردل است چنان که خداوند در قرآن کریم میفرماید: "یا اَیُّها النَّبی قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِسأِ المُؤمِنینَ یُدْنین عَلَیْهِنَّ مِن جَلابیبِهنَّ ذلکَ أدنی أنْ یُعرَفْنَ فَلایُؤَذیْنَ"{1} «ای پیامبر، به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشند که این کار برای آن است که (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس‏رانان) آزار نکشند.» در آیه دیگر هدف از پوشش را پرهیز از تبرج و جلوه‏گری خانمها معرفی فرموده است، زیرا خودآرایی و جلوه‏گری زنان موجب فساد و تباهی جامعه میشود. "وَ لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَِّْ الأولی"{2} «مانند دوران جاهلیت پیشین خودآرایی و آرایش نکنید.» درباره همسران پیامبر(ص) دستور داده است که هرگاه از همسران پیامبر متاعی را درخواست میکنید از پس پرده طلب نمایید زیرا حجاب برای آن است که دلهای شما و آنان پاکیزه بماند و این بهتر است/ "فَاسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرأِ حِجابٍ ذلِکُمْ أطْهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ"{3} از این آیات به دست میآید که هدف از حجاب پاکی دلها، جامعه و مصونیت زن و جلوگیری از کامیابی رایگان مرد از هر زنی است/ سخن در این است که برای رسیدن به این اهداف و ارزشهای مقدس از چه نوع پوششی استفاده شود.


منابع:

[1].- احزاب، آیه 59

[2].- همان، آیه (س)

[3].- همان، آیه (س)5 موضوع: اسلام و مشکلات ازدواج

http://www.goharenab.blogfa.com

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حقیقت

«سلیم بن قیس» به نقل از «سلمان فارسى» آورده است:
فقالت فاطمة علیها السلام : یا عمر ، ما لنا ولك ؟ فقال : افتحی الباب وإلا أحرقنا علیكم بیتكم . فقالت : ( یا عمر ، أما تتقی الله تدخل على بیتی ) ؟ فأبى أن ینصرف . ودعا عمر بالنار فأضرمها فی الباب ثم دفعه فدخل .
كتاب سلیم بن قیس ، تحقیق اسماعیل انصارى، ص 150 .

... حضرت زهرا(علیها السلام) فرمود: اى عمر، ما را با تو چه كار است؟ جواب داد: در را باز كن و گرنه خانه تان را به آتش مى كشیم! فرمود: اى عمر، از خدا نمى ترسى كه به خانه من وارد مى شوى؟! ولى عمر ابا كرد از این كه برگردد. عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد..

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مقام پدر و مادر

گر چه عواطف انسانی ومسأله حق شناسی به تنهایی برای احترام به والدین کافی است، ولی قرآن حتی در مسایلی که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح درمی‌یابد، سکوت روا نمی‌دارد؛ بلکه به عنوان ارشاد و تأکید در این موارد هم دستورات لازم را صادر می‌کند و در مورد احترام والدین آن قدر تأکید کرده است که در کمتر مسأله ای این اندازه اهتمام دیده می‌شود. به پنج مورد از آیات به عنوان شاهد اشاره می شود:

«جز خداوند یگانه را پرستش نکنید وبه پدر و مادر نیکی کنید». (سوره بقره، آیه 83)

«و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید».(سوره نساء، آیه 36)

«چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر ومادر نیکی کنید». (سوره انعام، آیه 151)

«و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش او را با ناتوانی حل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد. (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است». (سوره لقمان، آیه 14)

پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار و بر سر آنان فریاد نزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمت آنها قرار ده». (سوره اسراء، آیات 23 و 24)

نکاتی که از آیات فوق استفاده می‌کنیم:

1ـ خداوند جایگاه پدر و مادر را در رتبه بعد از خود قرار داده است.

2ـ هم چنان که حق خداوند مجهول است، حق پدر و مادر نیز مجهول است.

3ـ هم چنان که انسان هر چه تلاش کند، نمی‌تواند حق خداوند را ادا کند و تنها می‌تواند خود را در مسیر بندگی خداوند قرار گیرد در مورد پدر و مادر نیز چنین هست که حق ایشان قابل ادا نیست.

4ـ هم چنان که ادای حق معصومان به عنوان پدر معنوی امت در حال حیات و مرگ یکسان است، ادای حق والدین نیز در حال حیات و مرگ یکسان است و تنها شکل آن فرق می‌کند.

5ـ ادای حق والدین از امور فطری و انسانی است نه انیکه در خصوص مسلمانان یا مؤمنان باشد؛ زیرا که فرمود: ووصینا الانسان....» و نفرمود: «و وصینا المسلم».

6ـ هم چنان که شکر خدا از اسباب برکت است. شکر والدین نیز از اسباب برکت است.

7ـ هم چنان که در آخرت از بسیاری از حقوق سؤال می‌شود بالاخص از حق پدر و مادر سؤال خواهد شد؛ زیرا می‌فرماید: «الی المصیر».

8ـ هم چنان که انسان می‌بایست در برابر خداوند متعال متواضع باشد، در برابر پدر و مادر نیز باید کمال تواضع را داشته باشد. «واخفض لهما جناح الذّل»

9ـ جالب اینکه در آغاز توصیه به هر دو می‌شود و می‌فرماید: «وبالوالدین» ولی به هنگام بیان زحمات و خدمات، تکیه روی زحمات مادر می نماید تا انسان را متوجه ایثارگری‌ها و حق عظیم او سازد، «حملته امه...»

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

احترام به پدر و مادر در قران

قرآن در آیات مختلف انسان را به مهربانی با پدر و مادر سفارش كرده است. آیاتی كه چگونگی رفتار با پدر و مادر در آنها توضیح داده شده, اینجا آورده شده اند


۱- سوره: ۴۶ , آیه: ۱۵

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گوید پروردگارا بر دلم بیفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گویم و كار شایسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم

۲- سوره: ۳۱ , آیه: ۱۴

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كردیم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است

۳- سوره: ۲۹ , آیه: ۸

و به انسان سفارش كردیم كه به پدر و مادر خود نیكى كند و[لى] اگر آنها با تو دركوشند تا چیزى را كه بدان علم ندارى با من شریك گردانى از ایشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم كرد

۴- سوره: ۴ , آیه: ۳۶

و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریك مگردانید و به پدر و مادر احسان كنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود [نیكى كنید] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد

۵- سوره: ۱۷ , آیه: ۲۳

و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید اگر یكى از آن دو یا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى

۶- سوره: ۲ , آیه: ۸۳

و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محكم گرفتیم كه جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان كنید و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زكات را بدهید آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتید

۷- سوره: ۶ , آیه: ۱۵۱

بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چیزى را با او شریك قرار مدهید و به پدر و مادر احسان كنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مكشید ما شما و آنان را روزى مى‏رسانیم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشیده[اش] نزدیك مشوید و ن فسى را كه خدا حرام گردانیده جز بحق مكشید اینهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بیندیشد

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

قال الامام امیر المومنین علی علیه السلام

من أعطی أربعاً لم یحرم أربعاً: من أعطی الدعاء لم یحرم الإجابة، ومن أعطی التوبة لم یحرم القبول، ومن أعطی الاستغفار لم یحرم المغفرة، ومن أعطی الشكر لم یحرم الزیادة.


از فرمایشات امیر المومنین امام على علیه السلام :
به هر کس چهار چیز داده شود، از چهار چیز دیگر محروم نمی‌شود: به هر کس (توفیق) دعا داده شود از اجابت آن محروم نمی‌شود، و به هر کس (توفیق) توبه داده شود از پذیرش آن محروم نمی‌شود،‌ و به هر کس (توفیق) استغفار داده شود از مغفرت و بخشش محروم نمی‌ماند، و به هر کس (توفیق) شکر و سپاس نعمتهای خداوند داده شود از زیاد شدن نعمت محروم نمی‌شود.

ماخذ :

نهج البلاغة، الكلمات القصار / 135

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

خطبه ی سوم نهج البلاغه

آگاه باشید. به خدا سوگند كه ((فلان )) خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نیك مى دانست كه پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب . سیلها از من فرو مى ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست . پس میان خود و خلافت پرده اى آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم . در اندیشه شدم كه با دست شكسته بتازم یا بر آن فضاى ظلمانى شكیبایى ورزم ، فضایى كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پیرى رسند و مؤ من ، همچنان رنج كشد تا به لقاى پروردگارش نایل آید. دیدم ، كه شكیبایى در آن حالت خردمندانه تر است و من طریق شكیبایى گزیدم ، در حالى كه ، همانند كسى بودم كه خاشاك به چشمش رفته ، و استخوان در گلویش مانده باشد. مى دیدم ، كه میراث من به غارت مى رود.
تا آن ((نخستین )) به سراى دیگر شتافت و مسند خلافت را به دیگرى واگذاشت .

نوشته شده در تاریخ جمعه 21 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اذان انتظار

اذان زیبایی از اقای کاظم زاده 

برای دانلود اینجاکلیک کنید

نوشته شده در تاریخ جمعه 21 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

ایوان نجف عجب صفای دارد

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اثبات کفر عمر و ابابکر از کتب اهل سنت:

) بدعت گذار کافر است !

قال رسول الله ص: آَبیَ اللهُ آن یقبلَ عملَ صاحبِ بدعةٍ حتیّ یدع بدعتَه. (۱)

خداوند عمل بدعت گذار را تا وقتی که دعوت به بدعتش می کند قبول نمی کند.

قال رسول الله ص: لا یقبل الله لصاحبِ بدعةٍ صوماً و لا صلوةً و لا صدقةً و لا حجّاً و لا عُمرةً و لا جهاداً و...یخرج من الاسلامِ کما تخرج الشعرة من العجین. (۲)

خدا هیچ عملی را از قبیل نماز روزه صدقه حج و...از بدعت گذار قبول نمی کند و او از اسلام خارج میشود... .

قال رسول الله ص: اهل البدع شرالخلق و الخلیفة (کنزالعمال)

اهل بدعت بدترین مخلوقات و موجودات هستند.

قال رسول الله ص: اهل البدع کلاب اهل النار (کنزالعمال)

اهل بدعت سگ های اهل آتش هستند.

عنه فی قوله تعالی: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ كانُوا شِیَعاً هم اصحاب البدع و اصحاب الاهواء لیس لهم توبة. انا منهم بریء و هم منی بُراء. (کنزالعمال)

پیامبر اکرم ص درباره این آیه قرآن: "كسانى كه دین خویش را پراكنده كردند و گروه گروه شدند" فرمودند آنها اهل بدعت و اصحاب و یاران هوا و هوس هستند . برای ایشان توبه ای نیست. من از ایشان بیزارم و ایشان نیز از من بیزارند.

تا اینجا از کتب اهل سنت اثبات شد که بدعت گذار کافر است. حال سوال اینجاست که آیا عمر بدعت گذار بوده است یا خیر ؟ طبق اعتراف خود او در دین بدعتهای بسیاری را گذاشته است. مانند:

الف) بدعت حلال کردن شراب توسط عمر:

عمر می گفت: آب را داخل شراب کنید و بخورید مانعی ندارد! همچنین آورده اند یک وقتی مردم شام از سرما و سنگینی آب و بدی محصول زمین نزد عمر شکایت بردند. عمر به آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتی دو ثلث آن کم شد یک سوم باقیمانده را بیاشامند! (3)

جصاص داستان جالبی دراین رابطه از عمر نقل میکند. میگوید: یک روز عربی که شراب خورده بود. عمر خواست او را با تازیانه حد بزند عرب گفت: من همان شرابی را خوردم که خودت میخوری!!! عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کس در این موضوع شک کرد آب را داخل شراب نماید مانعی ندارد آنگاه پس از اینکه عرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشید ! (4)

در حالی که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: هر چه را که زیادی آن مستی آورد کمی آن نیز حرام میباشد خواه مستی بیاورد یا نیاورد. (5)

ب) پایه گذاری بدعت قیاس توسط عمر:

حافظان حدیث و تاریخ نگاران اسلامی نامه ای درباره دستور العمل حکومتی و قضائی از عمر به ابوموسی اشعری نقل کرده اند که بیان گر پیش قدمی عمر در مطرح نمودن قیاس است. و اینکه او قیاس را به عنوان یک قاعده فقهی و یک قانون اسلامی در جهت استنباط احکام شرعی پایه گذاری کرد. این نامه هنگامی نوشته شد که نامبرده از طرف عمر والی حکومت عراق بود و مشتمل بر این فراز است:

الفهم الفهم فیما تلجلج فی صدرک مما لیس فی کتاب الله و لا سنه. ثم اعرف الاشباه و الامثال و قس الامور عند ذلک.

ترجمه: هر آنچه به خاطرت خطور می کند و خبری از آن در کتاب و سنت نیست پیرامون آن فهمت را به کار انداز. آنگاه شبیه ها و همانندهای آن را شناسائی کن و آنها را به یکدیگر قیاس نما. یعنی حکم آنچه را که مورد نص کتاب و سنت است بر آنچه در کتاب و سنت مطرح نشده جاری کن... (6)

ج) بدعت تراویح:

ابن شهاب از عروة بن زبیر، از عبدالرحمان بن عبدالقاری نقل کرده که گفت: شبی از شبهای رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتیم، مردم متفرق بودند و هرکس برای خود نماز می خواند و بعضاً مردی با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون این بدید گفت: به عقیده من اگر اینها را با یک امام گرد آوریم بهتر است. و در پی این تصمیم ابیّبن کعب را به امامت گماشت.

شب دیگر به اتفاق به مسجد رفتیم و مردم به جماعت نماز می خواندند، عمر گفت: نعم البدعة هذه این بدعت خوبی است! البته نمازی که پس از خوابیدن بخوانند; یعنی آخر شب از اینکه اوّل شب اقامه شود بهتـر خـواهـد بـود. (7)
د) بدعت نهی از متعه توسط عمر:

عمر گفت: متعتان کانتا علی عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب (8)

یعنی دو متعه در زمان پیامبر اکرم صلوات الله علیه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام میکنم و مرتکبین آنها را به کیفر میرسانم. یكی متعه زنان و دیگری متعه حج.

پس سیر منطقی و یا به بیانی دیگر خلاصه این بحث این شد که:

عمر طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار هستند.

طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار کافر است.

نتیجه: عمر کافر است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 اسفند 1388    | توسط: علیرضا مدل    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^